همزمان سازی فحلی / گامی موثر در مدیریت بهتر و سود بیشتر

گله‌ داری به معنای پرورش، مراقبت و استفاده از گله‌های حیوانات علف‌خوار جهت تامین گوشت مورد نیاز جامعه و محصولات لبنی است. با پیشرفت صنعتی جوامع و نیازمندی روزافزون به غذای سالم، گله داری نیز جای خود را به صنعت دامپروری داده و خوشبختانه در سال های اخیر در خصوص پرورش گاو شیری پیشرفت های شایان توجهی رخ داده است. ایران نیز از جمله کشورهای سردمدار این صنعت به شمار می آید. اما متاسفانه در خصوص پرورش گوسفند و بز، هرچند زادگاه اهلی شدن این حیوانات خاورمیانه و بلاخص فلات ایران است، نه تنها پیشرفتی رخ نداده است بلکه قریب به اتفاق گله داران با این شغل خداحافظی کرده اند.

یکی از علل عمده ی تغییر شغل گله داران به پایین بودن درآمد این طیف از جامعه بر می گردد که نه تنها جذابیتی برای سرمایه گذار ایجاد نمی کند، بلکه فرزندان این قشر محروم و زحمتکش از این حرفه ی آبا و اجدادی دوری می کنند. رفع عمده ی این مشکل به افزایش راندمان تولید معطوف می شود که افزایش درآمد بیشتر را به ارمغان خواهد آورد و این امر محقق نخواهد شد مگر با افزایش بهره وری از تولید مثل دام.

در دستورالعمل معاونت ترویج وزارت جهاد کشاورزی برنامه سه زایش در دو سال پیشنهاد شده است. در ایـن برنامـه میـش یـا ماده بـز طـی دو سـال سـه بـار زایـش خواهد کـرد. هدف نهایی این طرح افزایـش بـازده تولیـد گوشـت می باشد که افزایش بهره وری اقتصادی را به همراه خواهد داشت. با در نظر داشتن دوره ی پنج ماهه ی آبستنی میش و بز، امـکان آبسـتنی بیـش از یکبـار در هـر سـال وجـود دارد اما به دلیـل فصلـی بـودن تولیدمثـل در گوسـفند و بـز، اکثریت دام مولد در هـر سـال فقـط یکبــار آبســتن می شــوند به جز در مواردی خاص که بیشتر در آب ســالی هایی رخ می دهــد کــه شـرایط تغذیـه مناسـب، تـا حـدودی محدودیـت فصلـی بـودن تولیدمثـل را تعدیـل می کنـد. بنابراین اجرای این برنامه معطوف به رفـع مانـع فصـل در تولید مثل گوسفند و بز می باشد که کاهـش فاصلـه زایـش و افزایـش تولیـد بـره و بزغالـه را منجر خواهد شد.

در سال های اخیر به ثمر مطالعات فیزیولوژیکی انجام شده، تولید مثل گوسفند و بز از حالت الزاماً فصلی خارج شده و مدیریت آن به دامدار واگذار گشته است. بر اساس این پروتکل که به همزمان سازی فحلی معروف است، دام ماده یک الی دو هفته تحت درمان با هورمون پروژسترون (از طریق یک ابزار خارجی در واژن به نام سیدر) قرار می گیرد. بعد از این مرحله، هرمون درمانی دیگری به منظور افزایش تخمک ریزی دام تحت درمان انجام می شود. در پایان با ورود دام نر به گله اکثر دام های مذکور آماده ی جفتگیری هستند. در این روش عمده دام مولد درمان شده، آبستن خواهند شد. معمولاً دام هایی که بنا به شرایط مختلف جفتگیری نکنند و یا احیاناً آبستن نشوند در یک فاصله 17 روزه مجدداً به فحلی باز خواهند گشت و آماده جفتگیری مجدد می باشند.

از مزایای همزمان سازی فحلی می توان به اختصار به موارد ذیل اشاره کرد:

1-کسب اطلاع از وضعیت کلی آبستنی گله: طبیعتا این موضوع در انجام واکسیناسیون گله، تعیین چراگاه و مهاجرت های فصلی بسیار حائز اهمیت است چرا که اکثر دامداران از وضعیت آبستنی گله خود بی اطلاع اند و اقدام به عملیات هایی می کنند که ممکن است برای دام های آبستن خطرناک باشد.

2-زایمان همزمان اکثریت دام ماده گله: که دامدار را از آشفتگی و سر در گمی در تخمین زمان احتمالی زایمان برای هر میش به صورت جداگانه خارج می کند. متعاقبا این موضوع به دامدار در تامین علوفه مورد نیاز گله اش کمک شایانی خواهد کرد.

3-افزایش عمر دام مولد: از آنجا که در این روش اکثریت دام ها با هم زایمان می کنند، این فرصت به دام داده خواهد شد که در یک پروسه ی آماده سازی قرار گیرد.

4-کمک رسانی به دامدار در تعیین فصل زایش: برای مثال از زایمان در زمستان های مناطق سرد سیری و تابستان های مناطق گرمسیری جلوگیری به عمل خواهد آمد.

5-افزایش مخازن ژنتیکی گله: از انجایی که با بکارگیری این روش دام ماده در یک بازه زمانی مشخص فحل است یا به عبارت دیگر آماده ی جفتگیریست، لذا می توان از دام نر غریبه ی گله های همجوار استفاده نمود که هم از خطر هم خونی جلوگیری شود و هم به ارتقای ژنتیکی گله کمک نماید.

6-تلقیح مصنوعی در صورت تمایل دامدار.

یکی دیگر از محدودیت های گله داری به نداشتن اطلاع قطعی دامدار از وضعیت آبستنی گله خود مربوط می باشد. هرسـاله تعـداد زیـادی میـش و ماده بـز آبسـتن در کشـتارگاه ها یـا به صـورت محلـی ذبح می شـوند که پس از کشـتار مشـخص می شـود آبسـتن بوده اند. این امـر علاوه بر زیـان دامدار، در حـال حاضـر فرصـت بزرگـی را در عرصـه تولیـد گوشـت قرمـز از کشـور گرفتـه اسـت. از طرف دیگر هرقـدر میـش یـا ماده بزهایـی کـه مشـکلات تولیدمثلـی دارنـد و نـرخ آبستنی گلـه را پایین می برنـد، زودتـر شناسـایی و از گلـه حـذف شـوند، زیـان اقتصـادی کـه از جانـب آنها به گلـه دار می رسـد (بابـت هزینه هـای تغذیـه و سـایر هزینه هـا)، کمتر و به اقتصـاد خانواده گلـه دار کمک خواهـد کرد. لذا تشخیص آبستنی به موقع از چندین جنبه بسیار حائز اهمیت است:

1-شناسایی دام هایی که در پروتکل های همزمان سازی فحلی آبستن نشده اند و شروع مجدد پروتکل.

2-شناسایی به موقـع ماده هـایی کـه مشـکلات تولیدمثلـی دارنـد در جهت پروار یا حـذف.

3-مشخص کردن ماده های آبستن و تفکیک آن ها از سایر دام ها به منظور تغذیه و چرای مجزا.

4-تبیین تخمینی حاملگی های یک یا چند قلویی.

تحقق این امر از طریق تشـخیص آبسـتنی بـا روش اولتراسـونوگرافی به ثمر خواهد نشست. که متاسفانه در حال حاضر در سیستم های پرورش دام سبک محقق نشده است و تعداد دامپزشکان مسلط به سونوگرافی تشخیص آبستنی گوسفند و بز انگشت شمار می باشند.

به طور خلاصه پرورش گوسفند و بز در شرایطی پویا خواهد ماند که دامداران به مبحث مدیریت تولید مثل نگاهی ویژه مبذول نمایند و گامی مؤثر در جهت مدیریت جفتگیری و زایمان دام ماده خود و کسب اطلاع از وضعیت آبستنی آن ها بردارند.